آشنایی با سبک ناتورالیسم یا طبیعت گرایی

ناتورالیسم

سبک ناتورالیسم که اغلب با رئالیسم یکسان پنداشته می‌شود، در حقیقت مفهوم توسعه یافته رئالیسم است و به دنبال ارائه تصویری علمی و عینی از شخصیت‌ها، عناصر طبیعی و رویدادهاست. این سبک رویکردی است که به دنبال دادن ماهیت انسانی به واقعیت‌هاست. به طور خلاصه، ناتورالیسم در هنر، اصطلاحی در تاریخ هنر و نقد هنری است که برای توصیف سبکی هنری به کار می‌رود که در آن طبیعت همان‌گونه که مشاهده می‌گردد، به تصویر کشیده می‌شود. در این مقاله، به بررسی مباحث مختلف در سبک ناتورالیسم، پیشینه تاریخی آن و ویژگی‌های بارز در آثار این سبک خواهیم پرداخت.علاقه‌مندان به هنر می‌توانند با خرید تابلو نقاشی با سبک ناتورالیسم، زیبایی و واقع‌گرایی این سبک را به خانه یا محیط کار خود بیاورند

در صورت تمایل می توانید پادکست مربوط به این مقاله رو گوش دهید :

سبک ناتورالیسم یا طبیعت‌گرایی

ناتورالیسم، یکی از جنبش‌های پرطرفدار و تأثیرگذار در هنرهای تجسمی است که بر نمایش واقعیت‌های زندگی و طبیعت به شیوه‌ای مستقیم و بی‌واسطه متمرکز است. این سبک هنری با استفاده از رنگ‌ها، فرم‌ها و جزئیات دقیق، تصاویری خلق می‌کند که مخاطب را به خود جذب کرده و تجربه‌ای واقعی و ملموس از زندگی را برای او به وجود می‌آورد.

هدف اصلی سبک ناتورالیسم، ایجاد ارتباطی عمیق و صمیمی با مخاطب است. این سبک هنری تلاش می‌کند تا با نمایش صادقانه و بی‌اغراق زندگی روزمره و طبیعت، احساسات و اندیشه‌های مشترک بین هنرمند و مخاطب را برانگیزد.

سبک طبیعت‌گرایی در هنرهای تجسمی به دنبال ایجاد تجربه‌ای حسی و عمیق از واقعیت است. این نوع هنر با نگاهی واقع‌بینانه به جهان و زندگی نگریسته و تلاش می‌کند تا مخاطب را به دنیای واقعی و زیبایی‌های آن پیوند دهد.

تاریخچه جنبش ناتورالیسم در هنر

طبیعت‌گرایی یا ناتورالیسم در حوزه هنر و نقد هنری به آثاری اطلاق می‌شود که در آن‌ها طبیعت به شیوه‌ای واقع‌بینانه و عینی، همان‌گونه که دیده می‌شود، به تصویر کشیده شده است. این اصطلاح، به عنوان یک رویکرد هنری خاص، نخستین بار در سال ۱۶۷۲ توسط جوانی پیترو بلوری، تاریخ‌نگار و منتقد هنری ایتالیایی، برای توصیف پیروان کاراوادجو به کار رفت. بلوری بر این باور بود که این هنرمندان به تقلیدی دقیق و وفادارانه از طبیعت می‌پرداختند.

در قرن نوزدهم، ژول-آنتوان کاستاناری، در سال ۱۸۶۳، منتقد معروف فرانسوی، تعریفی نوین از سبک ناتورالیسم ارائه کرد. او بیان داشت: «مکتب طبیعت‌گرا به دنبال نمایش تمام ابعاد و لایه‌های زندگی است و هدف اصلی آن، بازنمایی دقیق و قدرتمند طبیعت است؛ به صورتی که اوج قدرت و شدت آن نشان داده شود. هنر باید همگام با پیشرفت علم حرکت کند.»

امیلی زولا نیز با استفاده از این اصطلاح در زمینه ادبیات، برای نخستین بار در زمینه رمان‌نویسی ان را به کار برد و به توسعه و گسترش مفهوم ناتورالیسم کمک شایانی کرد.

خصوصیات و ویژگی‌های هنر سبک ناتورالیسم

سبک طبیعت‌گرایی در هنرهای بصری، با تکیه بر نمایش دقیق و واقع‌بینانه‌ی حقایق زندگی و جهان هستی، ویژگی‌های منحصربه‌فردی دارد که منجر به خلق آثاری زیبا و تاثیرگذار می‌شود. همانطور که گفتیم سبک ناتورالیسم تاکید خاصی بر جلوه‌های واقعی و طبیعی عناصر دارد. شماری از ویژگی‌های هنر ناتورالیزم عبارتند از:

  • واقع‌گرایی دقیق و بی‌طرفانه: ناتورالیسم بر نمایش واقعیت‌های زندگی و جهان هستی به صورت دقیق و بی‌طرفانه تاکید دارد.
  • تمرکز بر جزئیات: هنرمندان ناتورالیست به جزئیات ظریف و شکل‌های طبیعی توجه ویژه‌ای دارند.
  • استفاده از رنگ‌ها، روشنایی و تاریکی: این عناصر برای ایجاد عمق و واقع‌گرایی بیشتر در آثار ناتورالیستی به کار می‌روند.
  • تقلید از طبیعت: ناتورالیزم تلاش می‌کند تا شکل‌های طبیعی و پدیده‌های طبیعی را به شکلی دقیق و باورپذیر به تصویر بکشد.
  • ایجاد تجربه‌ای بصری حیرت‌انگیز: آثار ناتورالیستی با بهره‌گیری از عناصر بصری متنوع، تجربه‌ای بصری لذت‌بخش و تأثیرگذار را برای بیننده فراهم می‌کنند.
  • ارتباط عمیق با طبیعت: سبک ناتورالیسم به مخاطب کمک می‌کند تا با طبیعت ارتباط عمیق‌تری برقرار کرده و زیبایی‌های آن را بهتر درک کند.
  • برانگیختن احساسات انسانی: آثار ناتورالیستی علاوه بر نمایش واقعیت، قادر به برانگیختن احساسات و عواطف انسانی نیز هستند.

تفاوت ناتورالیسم و رئالیسم

سبک ناتورالیسم و رئالیسم دو جریان هنری و ادبی قرن نوزدهم اروپا هستند که هر یک به شیوه‌ای منحصر به فرد بر هنر و ادبیات آن دوره تأثیر گذاشتند. هرچند این دو جریان شباهت‌های بسیاری دارند، اما در فلسفه و رویکردشان به واقعیت‌های اجتماعی و طبیعی تفاوت‌های اساسی با یکدیگر دارند. در جدول پایین سعی کرده‌ایم تا شماری از مهمترین این تفاوت‌ها را ذکر نماییم.

تفاوت‌های ناتورالیسم و رئالیسم

سبک ناتورالیسم

سبک رئالیسم

بر دقت علمی و بررسی عمیق‌تر واقعیت‌ها تأکید دارد. طبیعت‌گرایان به این پرسش پاسخ می‌دهند که “چگونه اتفاقات رخ می‌دهند؟” و دلایل علمی، اجتماعی و طبیعی پدیده‌ها را بررسی می‌کنند.

بر نمایش صادقانه و بی‌پرده واقعیت‌های اجتماعی و زندگی روزمره مردم متمرکز است. واقع‌گرایان به این پرسش پاسخ می‌دهند که “چه اتفاقی می‌افتد؟”

با الهام از علوم طبیعی، روانشناسی و زیست‌شناسی تلاش می‌کند تا ارتباطات پیچیده انسان‌ها با محیط و دیگر موجودات را به صورت دقیق و مستند نشان دهد.

واکنشی به رمانتیسم و خیال‌پردازی‌های آن دوره بود. واقع‌گرایان صرفا واقعیت‌های سخت و گاه تلخ زندگی را به تصویر می‌کشیدند.

به دنبال بررسی عوامل علمی و بیولوژیکی شکل‌گیری واقعیت‌ها طبیعی و اجتماعی است. این رویکرد بیشتر به صورت تحلیلی و گاهی علمی به مسائل می‌نگرد.

به بازنمایی دقیق واقعیت‌های اجتماعی و شخصی توجه دارد.

آثار سبک ناتورالیسم دنیایی پیچیده‌تر را بررسی کرده و از نظریه‌های علمی برای درک و خلق آن‌ها بهره می‌برند.

آثار این سبک بیشتر بر نمایش عینی و بدون تجملات واقعیت متمرکز است.

 

در نهایت، هر دو سبک ناتورالیسم و رئالیسم به ارائه تصویری صادقانه از جهان می‌پردازند، اما طبیعت‌گرایی با دقت بیشتر و تأکید بر علل طبیعی و علمی به بررسی زندگی انسان‌ها، طبیعت و جوامع می‌پردازد. به عبارت دیگر، طبیعت‌گرایی، واقع‌گرایی را با یک رویکرد علمی و تحلیلی گسترش داده و به بررسی عوامل و دلایل شکل‌گیری پدیده‌ها می‌پردازد.

Naturalism

مکاتب معروف سبک ناتورالیسم؛ آثار و هنرمندان معروف آنها

سبک ناتورالیسم در قرن نوزدهم، با رویکردی تازه به بازنمایی جهان طبیعی، تحولات زیادی را در نقاشی ایجاد کرد. مکاتب و جریان‌های اصلی این سبک، مکتب در کشورهای مختلف شکل گرفت که هر یک ویژگی‌های خاص خود را داشتند. شماری از این مکاتب معروف ناتورالیسم عبارتند از:

 ناتورالیسم در انگلستان: مکتب نورویچ (۱۸۰۳-۱۸۳۳)

مکتب نورویچ، یکی از جریان‌های هنری پراهمیت در بریتانیا است که از گرد هم آمدن گروهی از هنرمندان مشتاق در نورویچ شکل گرفت. جان کروم، به عنوان چهره محوری و پیشرو این جنبش، نقشی مهم در گرد آمدن نقاشان منظره بریتانیایی ایفا نمود. شاخصه بارز آثار کروم و پیروانش، رویکرد علمی و دقیق آن‌ها به مشاهده و تصویرگری مناظر طبیعی بود.

نقاشان این مکتب با انجام پژوهش‌های گسترده بر روی گونه‌های گیاهی بومی منطقه و شرایط آب و هوایی آن، توانستند سبکی بی‌همتا در نقاشی منظره طبیعی در بریتانیا پدید آورند. این تلاش‌های مستمر نه تنها به اصالت آثارشان افزود، بلکه تأثیری عمیق و ماندگار بر نقاشی منظره در سراسر این کشور گذاشت.

از چهره‌های شاخص و برجسته این مکتب می‌توان به جان کروم، رابرت لدبروک، جوزف استنارد، هنری برایت، جیمز بولور، هنری نینهام و آرتور جیمز استارک اشاره کرد. هر یک از این هنرمندان، با دیدگاه‌های شخصی و شیوه‌های هنری خاص خود، به توسعه و گسترش مکتب نورویچ کمک شایانی نموده و میراثی ارزشمند در تاریخ هنر بریتانیا از خود به یادگار گذاشته‌اند.

ناتورالیسم در فرانسه: مکتب باربیزون (۱۸۳۰-۱۸۷۵)

مکتب باربیزون یک جنبش هنری رسمی و منسجم نبود، اما همکاری جمعی هنرمندان آن نقشی اساسی در گسترش طبیعت‌گرایی ایفا نمود. این نقاشان در سفرهای گروهی شرکت می‌کردند و به طور همزمان محیط‌های غالباً روستایی و مناظر طبیعی را به تصویر می‌کشیدند. رویکرد واقع‌گرایانه آن‌ها در به تصویر کشیدن صحنه‌های زندگی روستایی، ویژگی شاخص آثار مکتب باربیزون است. این نوع صحنه‌ها، به‌ویژه پس از انقلاب ۱۸۴۸، در نقاشی‌های اروپایی بسیار محبوب شد.

هنرمندان نامداری که به این مکتب از سبک ناتورالیسم پیوسته بودند، عبارتند از: تئودور روسو، شارل فرانسوا دوبینی، ژول دوپره، ژان فرانسوا میله و بسیاری دیگر. گردهمایی نقاشان در باربیزون و تأکیدشان بر نقاشی مناظر روستایی نه تنها در فرانسه، بلکه در کل قاره اروپا گسترش پیدا کرد و به وسیله گروه‌های هنری پیرو آنها، به الگویی نوین از فعالیت‌های هنری جمعی مبدل گشت.

مکتب باربیزون از جمله انواع سبک ناتورالیسم بود که به‌طور قابل‌توجهی بنیان‌گذار تحولی در هنر نقاشی منظره گردید و تأثیرات آن بر جنبش‌های هنری بعدی در سطح جهانی همچنان محسوس است.

ناتورالیسم در آمریکا: مکتب رودخانه هادسون (حدود ۱۸۲۵-۱۸۷۵)

توماس کول بنیان‌گذار مکتب رودخانه هادسون بود؛ جریان هنری‌ای که با الهام از جنبش باربیزون فرانسه به وجود آمد. هنرمندان این مکتب، از زیبایی‌های بکر دره هادسون و دگرگونی‌های زیاد آن در عصر صنعتی شدن الهام می‌گرفتند. این منطقه، با تحولات گسترده‌ای که در اثر انقلاب صنعتی تجربه می‌کرد، به نمادی از همزیستی انسان و طبیعت در مواجهه با تغییرات سریع عصر نوین بدل شده بود.

نقاشان مکتب رودخانه هادسون غالباً در آتلیه‌های هنری مشغول فعالیت بودند و تمرکز اصلی آن‌ها بر مناظر طبیعی دست‌نخورده و زیبایی‌های سرزمین آمریکا بود. از مهم‌ترین چهره‌های این مکتب می‌توان به توماس کول، ساموئل کولمن، توماس دوتی، آشر براون دوراند، جان فردریک کنست، توماس موران و فرانسیس آگوستوس سیلوا اشاره کرد.

مکتب رودخانه هادسون با تأکید بر زیبایی‌های طبیعی و تحولات محیط‌زیستی، تأثیری عمیق بر نقاشی منظره در ایالات متحده گذاشت و به‌عنوان یکی از برجسته‌ترین مکاتب هنری آمریکا شناخته می‌شود.

ناتورالیسم در هلند: مکتب لاهه (حدود ۱۸۶۰-۱۹۰۰)

گروهی از نقاشان هلندی تحت تأثیر سبک باربیزون، مکتبی نوین به نام لاهه را بنیان نهادند. این هنرمندان با روی آوردن به نقاشی در فضای باز (Plein Air)، طبیعت را به بوم‌های خود آوردند. آثارشان که اغلب رنگ‌های تیره داشتند، به تدریج شهرت یافت و به بازشناسی آثار استادان هلندی نیز کمک شایانی کرد. از چهره‌های شاخص این مکتب از سبک ناتورالیسم می‌توان به بیلدرز، کوککوک، هوو، بوسبوم، مسداگ ون هوتن و فلوریس آرنتزینیوس اشاره کرد. مکتب لاهه با تمرکز بر طبیعت و تکنیک‌های نوین، سبکی تازه در نقاشی هلند پدید آورد.

ناتورالیسم در روسیه: سرگردان روسی (حدود ۱۸۶۲-۱۸۹۰)

گروهی از نقاشان روسی که از قید و بندهای هنر کلاسیک رسمی رها کرده بودند، با نام «سرگردان‌های روسی» (پردویژنیکی) شناخته می‌شدند. این هنرمندان با الهام از اندیشه‌های روشنفکران روس، به خلق آثاری پرداختند که بازتابی از زندگی واقعی مردم بود. آنها با تمرکز بر طبیعت، زندگی روزمره و رویدادهای تاریخی، به دنبال ایجاد تغییری بنیادین در جامعه بودند. 

همچنین، موضوعاتی از زندگی عادی طبقه متوسط جامعه و دهقانان و موضوعات مربوط به تاریخی ملی، در آثار این هنرمندان کاملاً مشهود است. از هنرمندان شاخص این گروه می‌توان به آرخیپوف، رپین، رژفسکایا، شیشکین و امیلی شانکس اشاره کرد.

ناتورالیسم در استرالیا: مکتب هایدلبرگ (حدود ۱۸۸۶-۱۹۰۰)

بنیانگذاران مکتب هایدلبرگ، گروهی از هنرمندان استرالیایی ساکن در منطقه‌ای روستایی نزدیک ملبورن به نام هایدلبرگ، بودند که با الهام از طبیعت بکر کشورشان، آثاری زیبا و ملی‌گرا خلق کردند. این هنرمندان با تمرکز بر مناظر طبیعی استرالیا، هویت ملی و میهن‌پرستی را در آثار خود تقویت کردند. آبراهامز، کاندر، فاکس لئون پول و آرتور استریتون از جمله پیروان برجسته این مکتب بودند که با آثار خود، طبیعت استرالیا را به جهان معرفی کردند.

کلام پایانی

سبک ناتورالیسم، به عنوان یک جریان هنری و ادبی، با تمرکز بر واقعیت عینی و دقیق، تحولی بزرگ در هنر ایجاد کرد. این سبک هنری که با دقت به جزئیات و تحلیل علمی شناخته می‌شود، هنر را از دنیای انتزاعی به سمت واقعیت‌های ملموس سوق داد. با بررسی دقیق علل و عوامل شکل‌دهنده رفتار انسان‌ها، ناتورالیسم به درکی عمیق‌تر از جامعه و طبیعت دست یافت.

اگرچه ناتورالیسم در دوره خود به اوج شکوفایی رسید، اما با گذشت زمان و ظهور جریان‌های هنری جدید، جای خود را به سبک‌های دیگر داد. با این حال، تأثیر آن بر هنر معاصر همچنان محسوس است. سبک ناتورالیسم با تبدیل سوالات هنری از “چه چیزی؟” و “چه کسی؟” به “چگونه؟”، هنر را به ابزاری برای کشف و تحلیل جهان بدل کرد.

در این مقاله از مجموعه جریان گالری، به عنوان مرجعی جامع در حوزه هنر، به بررسی و تحلیل این جریان هنری مهم پرداختیم و سعی کردیم تا به مخاطبان خود کمک کنیم تا دنیای پیچیده هنر را بهتر بشناسند.

در صورتیکه علاقه مند به مطالب مربوط به سبک های هنری هستید می توانید مقاله های زیر را مطالعه نمایید:

آشنایی با سبک هایپررئالیسم و همه ویژگی های آن

آشنایی با مکتب اومانیسم در هنر 

معرفی سبک اگزیستانسیالیسم به همراه آثار و هنرمندان معروف

سوالات متداول

۱. ناتورالیسم چیست و هدف اصلی آن در هنر کدام است؟

ناتورالیسم، که اغلب با رئالیسم اشتباه گرفته می‌شود اما در حقیقت یک مفهوم توسعه یافته از آن است، رویکردی هنری است که به دنبال ارائه تصویری علمی و عینی از شخصیت‌ها، عناصر طبیعی و رویدادهاست. هدف اصلی این سبک در هنرهای تجسمی، نمایش واقعیت‌های زندگی و طبیعت به شیوه‌ای مستقیم و بی‌واسطه است. ناتورالیسم با استفاده از رنگ‌ها، فرم‌ها و جزئیات دقیق، تصاویری خلق می‌کند که تجربه‌ای واقعی و ملموس از زندگی را برای مخاطب به وجود می‌آورد و به دنبال ایجاد ارتباطی عمیق و صمیمی بین هنرمند و مخاطب از طریق نمایش صادقانه و بی‌اغراق زندگی روزمره و طبیعت است.

۲. تاریخچه جنبش ناتورالیسم در هنر به چه زمانی برمی‌گردد و چه شخصیت‌هایی در توسعه آن نقش داشتند؟

اصطلاح "ناتورالیسم" در حوزه هنر و نقد هنری، نخستین بار در سال ۱۶۷۲ توسط جوانی پیترو بلوری، تاریخ‌نگار و منتقد هنری ایتالیایی، برای توصیف پیروان کاراوادجو به کار رفت که به تقلیدی دقیق و وفادارانه از طبیعت می‌پرداختند. در قرن نوزدهم، ژول-آنتوان کاستاناری، منتقد معروف فرانسوی، در سال ۱۸۶۳ تعریفی نوین از ناتورالیسم ارائه کرد و بیان داشت که این مکتب به دنبال نمایش تمام ابعاد زندگی و بازنمایی دقیق و قدرتمند طبیعت است. امیلی زولا نیز با استفاده از این اصطلاح در زمینه ادبیات، به توسعه و گسترش مفهوم ناتورالیسم کمک شایانی کرد.

۳. مهم‌ترین ویژگی‌ها و خصوصیات هنر سبک ناتورالیسم کدامند؟

سبک طبیعت‌گرایی در هنرهای بصری ویژگی‌های منحصربه‌فردی دارد که منجر به خلق آثاری زیبا و تأثیرگذار می‌شود. این ویژگی‌ها عبارتند از: واقع‌گرایی دقیق و بی‌طرفانه با تأکید بر نمایش بی‌پرده حقایق زندگی، تمرکز ویژه بر جزئیات ظریف و شکل‌های طبیعی، استفاده مؤثر از رنگ‌ها، روشنایی و تاریکی برای ایجاد عمق و واقع‌گرایی بیشتر، تقلید دقیق و باورپذیر از شکل‌ها و پدیده‌های طبیعی، و ایجاد تجربه‌ای بصری لذت‌بخش و تأثیرگذار برای بیننده. ناتورالیسم همچنین به مخاطب کمک می‌کند تا با طبیعت ارتباط عمیق‌تری برقرار کرده و زیبایی‌های آن را بهتر درک کند و قادر به برانگیختن احساسات و عواطف انسانی نیز هست.

۴. تفاوت اصلی بین ناتورالیسم و رئالیسم در چیست؟

اگرچه ناتورالیسم و رئالیسم هر دو بر بازنمایی واقعیت تمرکز دارند، اما تفاوت‌های اساسی بین آن‌ها وجود دارد. رئالیسم بیشتر بر نمایش صادقانه و بی‌پرده واقعیت‌های اجتماعی و زندگی روزمره مردم متمرکز است و به این پرسش پاسخ می‌دهد که "چه اتفاقی می‌افتد؟". در مقابل، ناتورالیسم بر دقت علمی و بررسی عمیق‌تر واقعیت‌ها تأکید دارد و به این پرسش پاسخ می‌دهد که "چگونه اتفاقات رخ می‌دهند؟"، با بررسی دلایل علمی، اجتماعی و طبیعی پدیده‌ها. ناتورالیسم با الهام از علوم طبیعی، روانشناسی و زیست‌شناسی، به دنبال نشان دادن ارتباطات پیچیده انسان‌ها با محیط و دیگر موجودات به صورت دقیق و مستند است و دنیایی پیچیده‌تر را بررسی کرده و از نظریه‌های علمی برای درک و خلق آن‌ها بهره می‌برد.

۵. مکاتب معروف ناتورالیسم در کشورهای مختلف کدامند و چه هنرمندانی در آنها شاخص بوده‌اند؟

اتورالیسم در قرن نوزدهم در کشورهای مختلف به مکاتب و جریان‌های اصلی تقسیم شد:

  • ناتورالیسم در انگلستان: مکتب نورویچ (۱۸۰۳-۱۸۳۳): با محوریت جان کروم، بر مشاهده علمی و دقیق مناظر طبیعی و گونه‌های گیاهی بومی تمرکز داشت.
  • ناتورالیسم در فرانسه: مکتب باربیزون (۱۸۳۰-۱۸۷۵): شامل هنرمندانی چون تئودور روسو و ژان فرانسوا میله، بر نقاشی صحنه‌های روستایی و مناظر طبیعی به شیوه واقع‌گرایانه تأکید داشتند.
  • ناتورالیسم در آمریکا: مکتب رودخانه هادسون (حدود ۱۸۲۵-۱۸۷۵): بنیانگذار آن توماس کول بود و هنرمندانی چون ساموئل کولمن و آشر براون دوراند را در بر می‌گرفت که بر زیبایی‌های بکر دره هادسون و مناظر طبیعی آمریکا تمرکز داشتند.
  • ناتورالیسم در هلند: مکتب لاهه (حدود ۱۸۶۰-۱۹۰۰): با تأثیر از باربیزون و هنرمندانی چون بیلدرز و هوو، بر نقاشی در فضای باز (Plein Air) و نمایش طبیعت با رنگ‌های تیره تمرکز داشت.
  • ناتورالیسم در روسیه: سرگردان روسی (حدود ۱۸۶۲-۱۸۹۰): گروهی از نقاشان مانند آرخیپوف و رپین که به دنبال بازتاب زندگی واقعی مردم و موضوعات مربوط به طبقه متوسط و دهقانان بودند.
  • ناتورالیسم در استرالیا: مکتب هایدلبرگ (حدود ۱۸۸۶-۱۹۰۰): هنرمندانی مانند آبراهامز و آرتور استریتون که با الهام از طبیعت بکر استرالیا، آثار ملی‌گرا خلق کردند.
۶. چگونه ناتورالیسم به درک عمیق‌تر از جامعه و طبیعت کمک می‌کند؟

ناتورالیسم با دقت به جزئیات و تحلیل علمی، هنر را از دنیای انتزاعی به سمت واقعیت‌های ملموس سوق داد. این سبک با بررسی دقیق علل و عوامل شکل‌دهنده رفتار انسان‌ها، به درکی عمیق‌تر از جامعه و طبیعت دست می‌یابد. ناتورالیسم تلاش می‌کند تا ارتباطات پیچیده انسان‌ها با محیط و دیگر موجودات را به صورت دقیق و مستند نشان دهد، و به این ترتیب با پرداختن به چرایی و چگونگی پدیده‌ها، درک تحلیلی‌تری از واقعیت ارائه می‌دهد.

۷. آیا ناتورالیسم همچنان بر هنر معاصر تأثیرگذار است؟

با وجود اینکه ناتورالیسم در دوره خود به اوج شکوفایی رسید و با گذشت زمان جای خود را به جریان‌های هنری جدید داد، اما تأثیر آن بر هنر معاصر همچنان محسوس است. ناتورالیسم با تبدیل سؤالات هنری از "چه چیزی؟" و "چه کسی؟" به "چگونه؟"، هنر را به ابزاری برای کشف و تحلیل جهان بدل کرد. این رویکرد تحلیلی و تمرکز بر جزئیات و واقعیت عینی، در بسیاری از سبک‌های مدرن و معاصر، به ویژه آن‌هایی که به واقع‌گرایی یا جنبه‌های مستند علاقه‌مندند، ریشه‌هایی از ناتورالیسم را می‌توان یافت.