نقاشی های داوینچی – معرفی 10 نقاشی معروف داوینچی

نقاشی های داوینچی - معرفی 10 نقاشی معروف داوینچی

لئوناردو داوینچی یکی از بزرگ‌ترین نقاشان ایتالیایی در اوایل عصر روشنگری در اروپا بود که برای خلق آثار منحصر به فردش از سنت‌ها و تکنیک‌های هنری استفاده می‌کرد. در کنار نقاشی که یکی از بزرگترین هنرهای او بود، داوینچی به عنوان موسیقی‌دان، دانشمند، مجسمه‌ساز، معمار و زمین‌شناس برجسته نیز شناخته می‌شود. تابلو نقاشی رنگ روغن نیایش مغان یکی از اولین آثار داوینچی است که هیچ گاه به پایان نرسید؛ اما داوینچی شهرت امروزش را مدیون خلق آثاری است که هیچ هنرمندی دیگری پس از او نتوانست آنها را خلق کند و آن نقاشی‌ها عبارتند از شام آخر و تابلو مونالیزا که در ابعاد بزرگ و رزولوشن بالا با تکنیک‌های منحصر به فردی ترسیم شده اند. مجموعه آثار باقی‎مانده از داوینچی تنها مشتکل از ۱۷ نقاشی است.

فهرست مطالب

تابلو مونالیزا

تابلو مونالیزا

تابلو مونالیزا یا لبخند ژوکوند یکی از معروف‌ترین نقاشی‌های داوینچی است که شهرت غیر قابل وصفی را در تاریخ هنر دارد و گمانه زنی‌ها نشان می‌دهند که این آخرین نقاشی بوده است که این هنرمند خلق کرده است. این تابلو تصویری از لبخند مرموز و رازآلود بانو مونالیزا را نشان می‌دهد و بر روی بوم چوب سپیدار با رنگ روغن کشیده خلق شده است.  در این نقاشی، نوع نشستن و نگاه کردن مونالیزا به همراه رودی که از پشت سر او می‌گذرد، منظره عجیب و خارق العاده‌ای را در سبک رئالیسم به وجود آورده است. یکی از ویژگی‌های منحصر به فرد نقاشی مونالیزا چهره‌نگاری زنده و پویا و ترسیم تابلو به صورت ذوزنقه است که دستانش در پایین نقاشی ترسیم شده است.(برای بررسی سبک‌های نقاشی روی این لینک کلیک کنید.)

راز نقاشی های داوینچی

البته باید بدانید که هیچ قطعیتی در مورد هویت بانو مونالیزا وجود ندارد. برخی از کارشناسان بر این باور هستند که این بانو مادر داوینچی است و برخی دیگر می‌گویند که این تصویر یکی از شاگردان لئوناردو است که لباس زنانه بر تن کرده است. بسیاری هم معتقد هستند که چهره اسرار‌آمیز مونالیزا، ترکیبی از چند چهره‌ مختلف و یا مردی با روحیات زنانه بوده است. البته که داوینچی هیچ زمانی هویتی را در مورد آن زن  بازگو نکرد. شاید برایتان جالب باشد که بدانید تا به حال سرمایه زیادی به ساخت فیلم، تهیه کتاب و مستندسازی در مورد این نقاشی اختصاص داده است. این نقاشی بعد از دزدیده شدن و خریداری آن توسط فرانسیس اول، پادشاه فرانسه، بخشی از ثروت ملی کشور فرانسه به شمار می‌رود و امروزه در موزه لوور پاریس نگهداری می‌شود.

تابلو شام آخر

تابلو شام آخر

یکی دیگر از نقاشی های شیطانی داوینچی، (The Last Supper) نقاشی شام آخر است که بر روی دیوار کلیسا میلان در صومعه سانتا ماریا کشیده شده ست. این نقاشی بدین دلیل به این نام خوانده می‌شود که شام آخر مسیح را همراه با حواریونش، ناتانائیل، یعقوب پسر حلفا، برتولما، پطروس، یوحنا، اندریاس، یهودا اسخریوطی، عیسی توما، یعقوب پسر زبدی، فیلیپ، متی، تادئوس و شمعون قانوی اندریاس، یهودا اسخریوطی، عیسی توما، یعقوب پسر زبدی، فیلیپ، متی، تادئوس و شمعون قبل از دستگیری مسیح به تصویر می‌کشد.

ابعاد پنهانی در تابلو شام آخر داوینچی

شاید در نگاه اول این تابلو روایت تاریخی یا مذهبی داشته باشد. اما نقاشی شام آخر ابعاد پنهانی دارد و نشان می‌دهد که یکی از دوستان مسیح به او خیانت می‌کند. اگر به این تابلو نگاه کنید؛ شخصی را مشاهده می‌کنید که قیافه زنانه دارد. بر اساس گمانه‌زنی‌هایی که در این باره وجود دارد، گفته می‌شود آن شخص از یاران مسیح نبوده و زنی به نام مریم مجدلیه است که در داستان‌های مسیحی و غیر مسیحی نام او دائما آورده می‌شود. البته بسیاری از کارشناسان می‌گویند که مریم مجدلیه زن پاکدامن و همسر مسیح بوده است و در آن زمان باردار بوده است. کلیسا برای اینکه بگوید که مسیح وارثی ندارد، آن زن را بدنام می‌کند.

در این تابلو رنگ‌ها مستقیم بر روی دیوار گچی نقاشی شده‌اند. همچنین، داوینچی در نقاشی شام آخر هر کدام از یاران مسیح را با حالت‌های نشسته، ایستاده و کشیده نقاشی کرده است در حالی که با یکدیگر نجوا می‌کنند، فریاد می‌کشند و با مسیح صحبت می‌کنند. نقاشی شام آخر به عنوان محبوب‌ترین تابلو مذهبی در سراسر دنیا مورد توجه قرار دارد و امروزه، در موزه لوور پاریس نگهداری می‌شود.

باکره صخره ها - نقاشی مریم مقدس

تابلو باکره صخره ها

نقاشی باکره صخره ها یا بانوی صخره ها نامی است که بر روی دو اثر با ترکیبی تقریبا مشابه گذاشته شده است. در این تابلو تصویر حضرت مسیح، مریم مقدس، یحیی و فرشته اوریل دیده می‌شود که حضرت مسیح با اشاره به سمت یحیی در حال گسترش نعمت به سمت اوست. در واقع ، آنطور که از روایت برمی‌آید این تصویر مربوط به زمانی بوده است که آن‌ها در حال فرار به مصر بوده‌اند. (همچنین برای آشنایی با نقاشی مینیاتوری اینجا کلیک کنید.)

چرا طرح اولیه تابلو باکره صخره ها رد شد؟

طرح اولیه تابلو باکره صخره‌ها به دلیل نشانه‌های ضد مسیح توسط کلیسا رد شد. این طرح با نقاشی‌های دوره اول رنسانس مطابقت داشت و در آن فرم‌های سخت و آرایش‌های خطی جدا دیده می‌شد. نسخه اول نقاشی به این صورت بود که حضرت مسیح در سمت چپ اشاره به یک موجود نامرئی دارد که در سمت راست قرار دارد، در حالی که مریم مقدس دست خود را بر روی سر موجود نامرئی گذاشته است و فرشته اوریل در سمت راست تابلو با اشاره به روح نامرئی گردن او را قطع کرده است.

بعد از رد کردن این تابلو، داوینچی در نسخه دوم آن با قرار دادن صلیبی در دست حضرت مسیح و پایین آوردن دست فرشته اوریل و قرار دادن ‌هاله‌ای بر سر مریم مقدس نسخه اول نقاشی را تغییر داد. بعد از اصلاح کردن قسمت‌هایی از این نقاشی در نسخه دوم، ترکیب‌بندی‌های هرمی و حرکات و ارتباطات سوژه‌ها بهتر دیده می‌شد. نسخه اول بر روی پانل‌های چوبی و نسخه دوم روی بوم نقاشی شده‌اند. امروزه، این نسخه در ‌موزه ملی لندن نگهداری می‌شود.

مرد ویترویوسی

تابلو ویترویوسی

لئوناردو داوینچی در کنار نقاشی‌هایی‌ که می‌کشید، یادداشت‌هایش علمی‌اش را در دفترچه‌‌اش ثبت می‌کرد. این یادداشت‌ها درباره‌ آناتومی بدن انسان، کارتوگرافی، نقاشی و دیرینه شناسی است. تابلو مرد ویترویوسی یکی از آثار داوینچی است که در مقایسه با آثار دیگر او کمتر شناخته شده است، اما جامعه هنری توجه ویژه‌ای به این خود‌ نگاره ساخته شده بر گچ قرمز دارد. در این نقاشی تصویر مردی با موهای موج‌دار و ریش بلند دیده می‌شود که یادداشت‌هایی مربوط به تناسبات ایده آل بدن انسان در آن دیده می‌شود.

داوینچی اینگونه فکر می‌کرد که اگر مرد صاف و به پشت دراز بکشد و دست‌ها و پاهای خود را باز کند، انگشتان دست و پای او یک محور دوران را لمس می‌کنند و ناف مرد در مرکز قرار می‌گیرد. به عبارتی، داوینچی با کشیدن انسان ایده‌آل در دو موقعیت، یکی با دست‌های کشیده و در یک مربع و دیگری با پاها و دست‌هایی به شکل دایره‌ای، تناسبات را نشان داده است. این نقاشی با قدمت چند صد ساله در گالری‌های آکادمی ونیز قرار گرفته است.

پرتره از خود

داوینچی پرتره از خود

طرحی گچی به رنگ سرخ از چهره مردی سالخورده با موهایی بلند و ریشی انبوه، سال‌هاست که به عنوان تصویری از خود لئوناردو داوینچی شناخته می‌شود و به کرات تکثیر شده است. این تصویر تا آن اندازه در ذهن عموم جا افتاده که اکثر مردم چهره‌ی لئوناردو را به همین شکل تصور می‌کنند. با این حال، برخی پژوهشگران معتقدند که این تصویر، با ویژگی‌های درشت و برجسته‌ای همچون ابروهای گره خورده و چشمان گود رفته، به مراتب پیرتر از آن چیزی است که لئوناردو در زمان خلق آن بوده است. لئوناردو در سن شصت و هفت سالگی درگذشت. این پژوهشگران بر این باورند که این نقاشی ممکن است یکی از آثار گروتسک او باشد؛ طرح‌هایی که لئوناردو اغلب در دفترچه‌های یادداشت خود از چهره‌هایی با ویژگی‌های اغراق‌آمیز و عجیب و غریب می‌کشید.

هرچند این پرتره، چه از هر کسی که باشد، با سوژه‌های اغلب جذاب و دلنشین آثار لئوناردو تفاوت چشمگیری دارد، اما او توانسته است به این چهره، وقار و خردمندی دوران بلوغ را ببخشد.

سر یک زن

نقاشی سر یک زن، اثری آفریده شده با قلمی ظریف و رنگ‌هایی ملایم، چهره دختری را با سری کج و چشمانی که به پایین دوخته شده‌اند به تصویر می‌کشد. حالت چهره او یادآور مریم باکره در یکی از مشهورترین آثار لئوناردو، یعنی باکره صخره‌های لئوناردو است و این احتمال را تقویت می‌کند که این نقاشی الهام‌بخش لئوناردو برای خلق این اثر بوده است. نام مستعار این نقاشی، “La scapigliata،” به معنای “ژولیده” است که به موهای آشفته و پریشان زن جوان اشاره دارد.

تضاد جالبی بین پیچیدگی و سادگی این اثر وجود دارد. از یک سو، پیچیدگی‌هایی مانند پیچک‌ها و تزئینات شانه‌ها و از سوی دیگر، سادگی و ظرافت چهره زن که با دقت و ظرافت تمام به تصویر کشیده شده است. لئوناردو با مهارت خاصی، جزئیات ظریف چهره زن را از جمله پلک‌های سنگین و لب‌های لطیف او به تصویر کشیده است. این اثر، نشانگر تسلط لئوناردو بر تکنیک‌های نقاشی است. او به طور ماهرانه‌ای از خطوط قوی برای ایجاد فرم و از لایه‌های ظریف رنگ برای ایجاد جزئیات استفاده کرده است.

بانویی با قاقم

داوینچی---بانویی با قاقم

بسیاری از پژوهشگران هنر، بانوی جوان به تصویر کشیده شده در اثر مشهور لیدی با ارمینه را سسیلیا گالرانی، معشوقه حامی لئوناردو، لودوویکو سفورزا، دوک میلان، می‌دانند. ارمینه در آن زمان نمادی شناخته شده برای عنوان دوک بود. در این اثر هنری، زن جوان سر خود را به سمت راست چرخانده و چشمان درخشانی دارد که به نظر می‌رسد به نقطه‌ای نامعلوم در خارج از قاب نقاشی خیره شده است. با وجود اینکه پس‌زمینه‌ تیره و تاریک نقاشی تا حدودی بر جزئیات آن سایه انداخته است، اما دانش عمیق لئوناردو از کالبدشناسی و قدرت او در نشان دادن شخصیت افراد از طریق حالات و بیان، به وضوح در این اثر نمایان است.

لئوناردو با ظرافت خاصی، جوانی و زیبایی طبیعی این زن را در ویژگی‌های بی‌ریا، نگاه دقیق و حالت مهربانانه‌ای که در برخورد با ارمین از خود نشان می‌دهد، به تصویر کشیده است. دست ظریف او، ساختار استخوانی پیچیده زیر پوست را آشکار می‌سازد، درست همان‌طور که سر ارمینه نیز ساختار جمجمه را زیر خز نرم خود پنهان کرده است.

سالواتور موندی

داوینچی---سالواتور-موندی

تابلوی سالواتور موندی (به معنای منجی جهان) که حدود سال ۱۵۰۰ میلادی خلق شده است، در سال ۲۰۱۷ با فروشی حیرت‌انگیز به ارزش ۴۵۰.۳ میلیون دلار، رکورد جدیدی در حراج آثار هنری به ثبت رساند. این فروش با توجه به وضعیت نامناسب تابلو، تاریخچه مبهم آن و تردیدهای موجود درباره اصالت آن، بسیار جنجالی بود.

بسیاری از کارشناسان هنری به کیفیت پایین اجرای چهره مسیح در این تابلو انتقاد کردند. حالت خشک و بی‌جان چهره و نمایش نادرست  کره شیشه‌ای که در دست مسیح قرار دارد، از جمله مواردی بود که به عنوان دلایل اصلی برای تردید در اصالت این اثر هنری مطرح شد. کریستیز، خانه حراجی که این تابلو را به حراج گذاشت، این انتقادات را رد کرد و مدعی شد که مشکلات موجود در تابلو ناشی از مرمت‌های نادرست در گذشته است. آن‌ها به برخی ویژگی‌های فنی تابلو مانند نرمی دست راست مسیح و ظرافت موهای او اشاره کردند که به گفته آن‌ها، نشان از تکنیک‌های نقاشی لئوناردو دارد.

همچنین، کریستیز تأکید کرد که کارشناسان مواد اولیه به کار رفته در این تابلو را با مواد مورد استفاده لئوناردو مطابقت داده‌اند. به ویژه، وجود رنگ آبی لاجوردی در این تابلو که رنگی بسیار گران‌قیمت و با کیفیت بوده و معمولاً در اختیار هنرمندان برجسته قرار می‌گرفت، به‌عنوان یکی از شواهد اصالت این اثر مطرح شد.

با وجود تمام این بحث‌ها و انتقادات، فروش بسیار گران‌قیمت این تابلو نشان می‌دهد که شهرت و اعتبار لئوناردو دا وینچی همچنان پس از گذشت قرن‌ها، پابرجا باقی مانده است و آثار او همچنان از ارزش بسیار بالایی برخوردارند.

ژینورا دی بنچی

تابلوی پرتره ژینورا دی بنچی که در گالری ملی هنر واشنگتن نگهداری می‌شود، تنها اثر نقاشی لئوناردو داوینچی است که در نیم‌کره غربی به نمایش گذاشته شده است. این اثر که یکی از نخستین آثار این هنرمند نابغه محسوب می‌شود، نوآوری‌های بسیاری را در خود جای داده است. لئوناردو در اوایل دهه بیست زندگی خود با خلق این اثر، سنت‌های رایج در نقاشی پرتره را به چالش کشید. او با به تصویر کشیدن ژینورا در نمای سه چهارم به جای نمایی که در آن زمان مرسوم بود، رویکردی نوآورانه را در نقاشی پرتره به کار برد. این شیوه نوین در نقاشی پرتره که بعدها توسط لئوناردو در آثاری همچون مونالیزا نیز به کار گرفته شد، به سرعت به یک استاندارد تبدیل شد و امروزه چنان در نقاشی پرتره جا افتاده است که به نظر طبیعی می‌رسد.

شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد لئوناردو در هنگام نقاشی این اثر، برای شکل‌دهی چهره ژینورا از انگشتان خود استفاده کرده است. اثر انگشت‌هایی که بر روی سطح رنگ باقی مانده‌اند، این احتمال را تقویت می‌کنند.

در پشت این تابلوی ارزشمند، یک تاج گل از برگ‌های لور و نخل به همراه یک شاخه درخت عرعر و یک طومار با عبارتی لاتین دیده می‌شود. این عناصر نمادین، هر یک معنایی خاص را در خود جای داده‌اند. کوتاه بودن قسمت پایینی تابلو نشان می‌دهد که این اثر ممکن است در گذشته بریده شده باشد. برخی از پژوهشگران معتقدند که در ابتدا دستان ژینورا نیز در این تابلو به تصویر کشیده شده بود و طرحی از دستان یک زن که در قلعه ویندزور نگهداری می‌شود، ممکن است طراحی اولیه برای این بخش از تابلو باشد.ش

باکره و کودک با سنت آنا

شماری از پژوهشگران هنری بر این باورند که تابلوی «باکره و کودک با سنت آنا» آخرین اثر هنری لئوناردو داوینچی بوده است. در این اثر بی‌نظیر، لئوناردو با کنار گذاشتن بسیاری از قواعدی هنری که خود در طول دوران حرفه‌ای‌اش پایه‌ریزی کرده بود، سه نسل از خانواده مقدس را به زیباترین شکل ممکن به تصویر کشیده است. در این تابلو، سنت آنا، مریم مقدس و عیسی مسیح در یک ترکیب‌بندی هرمی شکل به تصویر کشیده شده‌اند. سنت آنا که در راس این هرم قرار دارد، با مهربانی به دخترش مریم نگاه می‌کند که با دستان مهربانش مانع از بازیگوشی‌های عیسی می‌شود.

بر خلاف تصویر عیسی مسیح در تابلوی «باکره صخره‌ها» که چهره آگاه و اندیشمندی دارد، عیسی را در این تابلو کودکی بی‌گناه و بازیگوش به تصویر می‌کشد. نگاه معصومانه و رفتار کودکانه او، ارتباط صمیمانه و عمیقی را بین سه شخصیت اصلی تابلو برقرار می‌کند. این تابلو توانایی بی‌نظیر لئوناردو در به تصویر کشیدن روابط انسانی را به خوبی نشان می‌دهد.

علاوه بر این، لئوناردو در این تابلو نیز همانند بسیاری از آثار دیگرش، به خلق فضایی سه بعدی بر روی سطح دو بعدی پرداخته است. او با استفاده از تکنیک پرسپکتیو هوایی، که خود در رساله نقاشی به آن پرداخته بود، عمق و فاصله را در تابلو ایجاد کرده است. به این ترتیب، اجسام دورتر با رنگ‌های سردتر و جزئیات کمتر به تصویر کشیده شده‌اند. این تکنیک را می‌توان در بسیاری از آثار دیگر لئوناردو مانند “مونالیزا” و “باکره صخره‌ها” نیز مشاهده کرد.

کلام پایانی

نبوغ و شهرت لئوناردو داوینچی تنها به خاطر نقاشی‌های معروف او مانند شام آخر، مونالیزا و باکره صخره‌ها نبود. او ماشین‌ پرنده و خودروی جنگی زرهی را نیز طراحی کرد. همچنین داوینچی به دلیل اختراعات کوچکی مانند سیم پیچ خودکار، چتر نجات، هلیکوپتر و تانک شناخته می‌شود. او اکتشافات ویژه‌ای در آناتومی بدن انسان، مهندسی عمران و زمین شناسی انجام داد. یکی از بارزترین ویژگی‌های آثار هنری و نقاشی‌های داوینچی مهارت بالای او در انتقال احساسات  در چهره سوژه‌هایش بود و از ترکیب رنگ‌های زیادی استفاده می‌کرد.

در صورتیکه تمایل به مشاهده و خرید تابلو نقاشی دارید می توانید آثار قرار گرفته شده در جریان گالری را مشاهده نموده و به خرید آثار نیز بپردازید.